مجموعة مؤلفين
85
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
كاغذ نوشتم . ولى اگر اين جور باشد به طهران نخواهم ماند دوباره خواهم رفت و سفر ده ، پانزده سال خواهم نمود ، من طاقت اين جور كلمه ها را نداشتم كه اين سفر را نمودم ، شايد متنبه بشوند ، باز نشدند . لابدم كه سفر زياد نمايم ، تا ترك اين گلهها بشود . [ 48 ] بعد آقا سيد محمد آمد منزل ما ، چهار تومان به عبدالحميد دادم و روانه نمودم بعد فراش تلگراف خانه آمد ، جواب تلگراف را كه به طهران داده بودم ، يكى از آنها جواب رسيد كه مشغول تعزيه هستيم ، آقا سيد محمد و آقا سيد رضا گفتند كه لازم نبود آنها تعزيه بخوانند ما خودمان تعزيه بى پولى داريم ، از دولت سر آقا ميرزا سيد على ، كه خدا سزايش را بدهد . بعد ، ناهار آبگوشت و ماست و پلو داشتيم با آقا سيد محمد صرف شد ، بعد حرم مشرف شديم . عصرى آمدم ، ميرزا حسين و خانم باجى به ديدن ما آمدند ، چاى صرف شد با آنها ، بعد آقا سيد محمد آمد و آنها رفتند ، او هم چاى خورد . به حرم مشرف شديم ، باران مىآمد نماز جماعت خواندم به حرم حضرت عباس من و آقا سيد رضا رفتيم ، مراجعت نموديم . آقا سيد على را از ايوان حضرت سيد الشهداء برداشتيم منزل آمديم و شام قورمه سبزى و چلو داشتيم ، پسر شيخ اسدالله ، اذن گرفت به نجف برود ، چيزى به مشاراليه نياز دادم ، هنوز كه نيامده منزل ما گويا رفته باشد ، از كثرت « 1 » اوقات تلخى ، بى پولى ، نمىدانم چه بنويسم . [ بازديد فاضل اردكانى از نويسنده ] روز چهارشنبه بيست و نهم [ محرم ] : [ در ] كربلا ، دير از خواب بيدار شدم ، صبح نماز را خانه خواندم بعد حرم مشرف شدم و به حضرت عباس رفتم ، به منزل مراجعت كردم . آقا سيد محمد منزل آمده بود تا شام بود . ناهار ، آبگوشت و ماست و پلو و خرما صرف شد . [ 49 ] بعد از كثرت دلتنگى با آقا سيد رضا و كربلائى اسماعيل به خيمه گاه رفتيم از آنجا مراجعت نموده ، حرم مشرف شدم نماز خوانده ، زيارت كردم تا سه ساعت به غروب مانده ، حرم رفتم بودم ، بعد به خانه آمدم چاى خوردم .
--> ( 1 ) . اصل : كسرت درهمه موارد